نوشتهشده به وسیلهٔ: مینا در: نوامبر 9, 2009
پست قبلي كه براتون گفتم رو ادامه ميدهم با رفتن تو اتاق عمل خلاصه شيكممو شستند با بتادين و يه پارچه سبزم كشيدند بالاي شكمم..من ديگه چيزي نميديدم. متخصص بيهوشي يه ماسك گذاشت روي دهنم و گفت نفس عميق بكش…ديگه نفهميدم ……. به محض اينكه من و از ريكاوري آوردن تواتاق ، بچه را هم [...]
نوشتهشده به وسیلهٔ: مینا در: نوامبر 8, 2009
سلام . مينا هستم 36 سالمه و در حال حاضر مادر دو فرزند هستم بنامهاي ماهان و موژان ماهان 12 سالشه و موژان كوچولو هم تقريبا 20 ماهشه. اولين بار توسن 25 سالگي مادرشدن را تجربه كردم و دومين بار در سن 34 سالگي . حالا مي خوام براتون از خاطرات اين گذر بنويسم. بيشترين [...]